صنعت حمل و نقل

در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن

 

رامسس رشیدی

2008©، مرکز توسعهء متوازن (www.cbdus.org)

 

 

در مقالهء اخیر دربارهء توسعهء نامنسجم در روشهای جهانی کشاورزی و ناهماهنگی در توزیع غذا صحبت کردیم. در اینجا می خواهیم ماهیت نامنسجم رشد و توسعه را در دوران مدرن بیشتر بررسی کنیم. به طور خاص برآنیم که توجه خود را بر صنعت حمل و نقل متمرکز سازیم.

 

حمل و نقل و بنای تمدن

 

جابجایی انسانهای نخستین محدود بود. فقط پیاده حرکت می کردند و فقط عدهء معدودی با هم می زیستند. بعداً، وقتی حیوانات اهلی شدند، انسان توانست دورتر برود و اجتماعات را بنا کند. وقتی انسانها نزدیک آب مستقر شدند برای سفر و اکتشاف از تنهء درخت و تیرهای چوبی استفاده کردند. بعد اختراع چرخ فرارسید. گاری و درشکه ای که حیوانات آن را می کشیدند سفرهای زمینی را متحول کرد و روستاها و شهرهای کوچک شکل گرفتند. ساخت قایق و کشتی بادبانی امکانات جدیدی را برای دریانوردی و سفرهای اکتشافی فراهم آورد. با هر اختراع جدیدی در زمینهء حمل و نقل قلمروهای جدیدی مسکونی شد و تمدنهای بزرگی در نقاط دورافتادهء کرهء زمین تأسیس یافتند. برخوردهای بیشتر و بیشتر بین مردم به وجود آمد. بعضی از این برخوردها صلح آمیز بودند، اما بسیاری از آنها خشونت آمیز بودند و به منظور گسترش امپراطوریها، فتح سرزمینها و افزایش قدرت آغاز شدند. با این وجود و علی رغم این عوامل منفی، نوع بشر به کمک تکنولوژی از زندگی غارنشینی و گروههای کوچک شکارچی و گردآورندهء خوراک به ملتهای بزرگ و عصر صنعتی تحول یافت.

            قرن نوزدهم شاهد اختراعات مهمی در حمل و نقل بود – لوکوموتیو، ماشین بخار، راه آهن، دوچرخه، موتورسیکلت، تراموای برقی و اتومبیل. با رشد صنعت حمل و نقل، روح جدید ماجراجویی و اکتشاف باعث نزدیکی بیشتر ارتباط افراد فرهنگهای گوناگون از سراسر جهان با یکدیگر شد. در واقع، سرعت توسعه نسبتاً آهسته و بسیار تحت کنترل بود. شهرهایمان کوچک بودند و زندگی ساده بود. اجتماعات و همسایگان در ارتباط نزدیک و صمیمی بودند، و ایمنی نسبی وجود داشت. کیفیت هوا خوب بود و آلودگی و زباله مسأله ای نبودند. اما در قرن بیستم، با اختراع و تولید انبوه اتوموبیل، ایجاد هواپیما، و خط مونتاژ تولید، صنعت حمل و نقل رشدی جهشی را آغاز کرد.

            حقیقتاً توسعهء صنعت حمل و نقل امکانات جدیدی را برای جابجایی منابع انسانی و مادی، و همکاری جهانی، فراهم آورد. امروزه می توانیم یک کلانشهر یا کرهء زمین را در چند ساعت طی کنیم. حتی توانسته ایم دستگاههایی برای جمع آوری اطلاعات به سیارات دیگر بفرستیم. زمین دارد به معنای واقعی کلمه تبدیل به دهکده ای می شود که در آن امکان می یابیم مردمی از نقاط مختلف جهان را ملاقات کنیم و بشناسیم. به راستی صنعت حمل و نقل روش زندگی ما را تغییر داده است و عمدتاً، صرف نظر از اتفاقات گاه به گاه صنعتی، روی هم رفته پیشرفتی مثبت بوده است. اما مثل هر روند دیگری، وقتی توسعه از مرز اعتدال فراتر می رود، می تواند عوارض اجتماعی و اقتصادی داشته باشد که واقعاً به ضرر زندگی و رشد سالم جامعه تمام می شود. امروز مخصوصاً با رشد لجام گسیخته و بی نظارت صنعت اتوموبیل چنین شده است.

 

اثر فرهنگ اتوموبیل

 

صنعت اتوموبیل که با تولید روزافزون، نیاز به جاده های بیشتر، زیر ساخت و تقاضای روزافزون برای انرژی در روند نامنسجم جاری توسعه مؤثر است چالشی عمیق و تهدیدآمیز برای زندگی، سلامتی، هماهنگی اجتماعی، منابع طبیعی، محیط زیست و اقتصاد ما به وجود آورده است. رشد صنعت اتوموبیل اگر با سرعت فعلی ادامه یابد از نظر آلودگی، ذخائر انرژی و زباله نتایج فاجعه آمیزی خواهد داشت. برای نشان دادن میزان این رشد کافی است بگوییم که فقط در ایالات متحده در 100 سال گذشته تعداد اتوموبیلهای ثبت شده از چندهزار به 250 میلیون رسیده است. تعداد اتوموبیلها در سطح جهان حدود 600 میلیون برآورد می شود و تولید سالانه حدود 50 میلیون است که تقریباً سالی 6% افزایش می یابد. در حال حاضر تولیدکنندگان عمده عبارتند از: ژاپن (5/11 میلیون)، ایالات متحده (3/11 میلیون)، چین (2/7 میلیون)، آلمان (8/5 میلیون)، کره جنوبی (8/3 میلیون)، فرانسه (5/3 میلیون)، اسپانیا (8/2 میلیون)، برزیل (6/2 میلیون)، کانادا (5/2 میلیون) و هندوستان (2 میلیون). چین با 22 میلیون اتوموبیل در حال حاضر بازاری است که بیشترین سرعت رشد را در جهان دارد و پیش بینی می شود تعداد اتوموبیلها تا سال 2020 به 140 میلیون برسد.

            آلودگی که اتوموبیلها در شهرهای بزرگ جهان ایجاد کرده اند هم اکنون به سطوح خطرناکی رسیده است. محاسبه شده که وسایل نقلیهء موتوری بزرگترین منبع آلودگی هوا هستند و 15 تا 20 درصد دی اکسید کربن جهان را که از سوختهای فسیلی حاصل می شود تشکیل می دهند. به علت وابستگی اتوموبیل به نفت، عرضهء مداوم و چشم انداز آیندهء صنعت نفت تردیدآمیز است، زیرا با کاهش پیوستهء ذخائر نفت قیمتها مرتباً رو به افزایش است. تکنولوژیهای جدید منابع انرژی از جمله سلولهای خورشیدی، اتانول، سوختها و باتریهای بیولوژیکی ممکن است بتوانند مسألهء ذخائر انرژی را حل کنند، اما مشکل حجم ترافیک و طراحی شهری ناکارآمد را حل نمی کنند. در لس انجلس با 6 میلیون ماشین و شبکهء گسترده ای از بزرگراهها سرعت متوسط در ساعات پررفت و آمد حدود 24 کیلومتر بر ساعت است. به علاوه اگر افراد دارای سیستم حمل و نقل کارآمدی بودند می توانستند زمانی را که اکنون در ترافیک به هدر می رود با عزیزان خود یا در کارها سازنده بگذرانند.

            در حال حاضر بیشتر مناطق کلانشهری جهان برای استفاده از اتوموبیل طراحی شده اند. در واقع، ماشین نماد آزادی، شأن و فردگرایی شده است. خیلی متداول است که در ماشینی که برای 4 یا 5 نفر طراحی شده فقط یک راننده بدون مسافر می بینیم. واضح است که اتوموبیل به رفتارهای ضد اجتماعی کمک کرده است. ما وقتی با اتوموبیل خود وارد خانه های جداگانهء خویش می شویم یا از آنها خارج می گردیم معمولاً با همسایه ها یا اجتماع تعاملی نداریم. افراد کمی از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده می کنند. سیستمهای حمل و نقل عمومی برای نسل جدید که در جستجوی هویت خویشند جذاب نیست. برنامه ریزی شهری مدرن هم شهرها را برای ماشینها می سازد. گروههای خاصی که از تولید اتوموبیل سود می برند پول زیادی را صرف ایجاد فرهنگ اتوموبیل می نمایند. زیرساختهای عظیمی که برای اتوموبیلها لازمند، از جمله بزرگراه، جاده، نور، پمپ بنزین، تعمیرگاه و اوراق فروشی، بعد دیگری از این صنعت نامتوازن بی قواره اند.

 

چشم انداز توسعهء متوازن

 

حمل و نقل در گذشته به ایجاد اجتماعات و پیشرفت تمدنها کمک کرده است. اگر بخواهیم این سنت را ادامه دهیم باید توجه خود را بر نقش صنعت حمل و نقل در کاربرد منابع انسانی و مادی به مؤثرترین و پربازده ترین روش، متمرکز سازیم. در این جریان، هر فرد – همراه با اجتماع، دولت، آژانسهای حمل و نقل عمومی، شرکتهای خودروسازی، و همهء صنایع وابسته – در مسؤولیت ایجاد سیستم حمل و نقلی که به رشد فردی، هماهنگی اجتماعی و اقتصاد کمک کند و در ضمن منابع طبیعی را حفظ نماید، هوای پاک را تضمین کند، و از محیط زیستی حمایت کند که برای مردم طراحی شده باشد، سهیم است. برای رسیدن به این هدف ما باید دربارهء برنامه ریزی و طراحی شهری بیندیشیم و در ضمن تولید را طوری کنترل کنیم که با نیازهای اجتماعی ما هماهنگ باشد. ما از طریق مشورت و ارتباط میان صنایع، و آژانسهای نظارتی دولتی، به آسانی می توانیم ساختار اجتماعی منسجمی ایجاد کنیم، در حالیکه به رفاه اقتصادی دائمی و فزاینده نیز دست یابیم. یک مدل توسعهء متوازن عمدتاً مبتنی بر راه حلهای خرد با تمرکز بر کیفیت زندگی است. از این لحاظ نقش دولت در وضع قوانین و مقرراتی که رفاه جامعه را حفظ کند و مردم را از رشد بی رویه و لجام گسیختهء صنایع نجات دهد بسیار شبیه نقش پزشکی است که بیمار را از رشد بیش از حد سلولها و بیماری سرطان حفظ می کند.

 

در مقالهء آینده به بررسی رشد و توسعهء صنعت سرگرمی می پردازیم.

 

رامسس رشیدی (ramses@cbdus.org) مؤسس و مدیر مرکز توسعهء متوازن(www.cbdus.org) است.

 این مرکز یک سازمان غیرانتفاعی است که هدف آن فراهم کردن منابع و خدماتی است که توازن جهانی را در توسعهء اجتماعی، شخصی، زیست محیطی و اقتصادی تقویت نمایند.