کشاورزی وصنایع غذایی

در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن

 

رامسس رشیدی

2008©, مرکز توسعهء متوازن (www.cbdus.org)

 

در آخرین مقاله از روندهای نامنسجم توسعه در برنامه ریزی شهری و صنعت مسکن سخن گفتیم. اینجا می خواهیم ماهیت نامنسجم رشد و توسعه را در دوران مدرن بیشتر بررسی کنیم. توجه خود را به طور خاص به کشاورزی و صنایع غذایی متمرکز می کنیم.

 

از کشاورزی تا کشاورزی تجاری

 

در مراحل تکاملی توسعهء تمدن کشاورزی نقش مهمی بازی کرده است. از ده هزار سال قبل فرهنگهای گوناگون شروع کردند به روشهای منحصر به فرد خود در کاشت زمین و پرورش حیوانات برای غذا و ضروریات اساسی زندگی. بسته به موقعیت جغرافیایی، دسترسی به آب و منابع موجود، توسعهء کشاورزی با افزایش دانش و تجربهء انسان پیشرفت کرده است. در واقع، تا هنگام ظهور عصر صنعتی، کشاورزی اساس توسعه بود و بیشترین منابع جامعه به رشد و نگهداری آن اختصاص داشت. کشاورزی، همانطور که از اسمش پیداست، روش زندگی و ستون فقرات جامعه بود. کشاورزان نه تنها از لحاظ معاش به جوامع خدمت می کردند، بلکه ستونهای اقتصاد کشاورزی بودند. اگرچه در بعضی فرهنگها دهقانان در طول تاریخ مورد استثمار طبقهء حاکم قرار داشتند، توده ها عموماً خود کشاورزی را شغلی مقدس و با ارزش می دانستند.

امروزه تصویر دیگری از کشاورزی را می بینیم. اگرچه هنوز در بسیاری مناطق جهان مزارع کوچکی وجود دارند و روشهای قدیمی کشاورزی متداولند، در بیشتر قسمتها کشاورزی و دامداری عرصهء تولید انبوه و بنگاههای بزرگ شده اند. از لحاظ بازده، کشاورزی تجاری یا کشاورزی صنعتی خیلی مانند خط مونتاژی با بازده بالا عمل می کند. شرکت کشاورزی برای اینکه بازده محصول را افزایش دهد و سود را تقویت کند به تاکتیکهای گوناگونی متوسل می شود، از جمله استفاده از آفت کش ها، کودهای شیمیایی، اصلاحات ژنیتکی (GMO) محیط کشت مصنوعی و مکانیزاسیون. در پرورش دام، ماکیان و ماهی، استفاده از غذاهای شیمیایی، آنتی بیوتیک ها، هورمونها و محصور کردن حیوانات عادی محسوب می شود و عموماً مورد قبول قرار دارد. کشاورزی مدرن دربارهء صرفه جویی تولید انبوه است. در نتیجه، مراکز عمدهء کشاورزی به مناطق فاجعهء زیست محیطی تبدیل شده اند. با بدتر شدن مداوم کیفیت خاک در اثر استفادهء زیاد از کودهای شیمیایی و آلوده شدن هوا با آفت کشها، زندگی در مناطق کشاورزی اغلب برای سلامتی افراد محلی چالش بزرگی می آفریند. در عین حال، مصرف کنندگان محصولات کشاورزی در شهرهای بزرگ در سر دریافت کنندهء زنجیرهء عرضه قرار دارند که مستلزم نگهداری بلند مدت در انبار و نیز هزینه های روزافزون ناشی از افزایشهای سریع و غیرقابل پیش بینی در هزینهء انرژی و حمل و نقل است.

 

نتایج اجتماعی روشهای مدرن کشاورزی

 

روشهای مدرن کشاورزی بیش از پیش در عدم انسجام و نابرابری جامعهء جهانی مؤثرند. از یک طرف، بازارهای بسیار اشباع شدهء کشورهای توسعه یافته و وفور بیش از حد محصولات کشاورزی و دامپروری به حدی که بخش مهمی از غذا دور انداخته می شود به چشم می خورد. از طرف دیگر تلاش توده ها را در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه می بینیم که می کوشند غذای کافی فقط برای مصرف محلی تولید کنند. جالب است که بعضی از فقیرترین کشورها غذا صادر می کنند در حالی که جمعیت دارند از گرسنگی می میرند. توزیع نابرابر و تلاش برای دسترسی به غذا تهدیدی بسیار جدی برای ثبات جهانی است. نتایج اجتماعی روشهای مدرن کشاورزی را می توان با بدن انسانی مقایسه کرد که در آن بعضی سلولها از فقدان غذا رو به زوالند در حالیکه بقیهء سلولها به علت مصرف بیش از حد رشد غیرعادی دارند. تفاوت موجود در استفاده از منابع کشاورزی نشان دهندهء عدم درک مفهوم جامعه است. بنابراین، ما سختیها و دشواریهایی را تجربه می کنیم که بخشی جدایی ناپذیر از زندگی در دنیای مدرن شده اند.

 

روندهای جهانی در صنایع غذایی

صنایع غذایی هم مثل بقیهء صنایع مبتنی بر عرضه و تقاضا هستند و به قدرت خرید و دسترسی داشتن به منابع غذایی مربوطند. در این جریان، بعضی امکانات فراهم کردن غذا برای خود و خانواده هایشان را ندارند. در نتیجه، جمعیت دچار سوءتغذیه و قحطی زده در جهان رو به افزایش است. اگرچه سازمانهای بین المللی بشردوستانه برنامه هایی برای رسیدگی به این مشکل دارند، بر طبق آمار سازمان ملل متحد حدود 880 میلیون نفر در سطح جهان دچار گرسنگی شدیدند. هر روز حدود 20000 کودک از بی غذایی می میرند. به گفتهء بانک جهانی، حدود یک میلیارد نفر در جهان با روزی کمتر از یک دلار زندگی می کنند. در مقابل 1/1 میلیارد نفر در جهان اضافه وزن دارند. ما روزانه 90 میلیون دلار غذا دور می ریزیم. فقط در ایالات متحده ما روزانه 83 میلیون دلار خرج محصولاتی می کنیم که برای کاهش وزن به کار می روند. در سال 2007 فروش جهانی غذای سگ وگربه جمعاً 45 میلیارد دلار آمریکا بود.

این آمار مصرف غذا نشان می دهد که ما خود را یک جامعهء جهانی نمی دانیم که به هم مرتبط است و به طور با ثبات و هماهنگ کار می کند. نابرابری کاملاً آشکار است. بنابراین، روندهای هرج و مرج آمیز جاری جهان و مخاصمات روزافزون عجیب نیست. چگونگی عملکرد ما در مورد غذا نشانه ای است از یک واقعیت بزرگتر که با هدف خلقت و معنای زندگی سروکار دارد. همچنین نشان می دهد که "نفس" ما در دریایی از فردگرایی لجام گسیخته و مادی گرایی افراطی فرو رفته است. در این تصویر، هر کسی فقط به نیازهای خودش می پردازد و همه می کوشند که فقط شرایط خودشان را بهبود بخشند. اینجا غذا چیزی است که به شما احساس بهتری می دهد، نه فقط از نظر جسمانی، بلکه عاطفی. غذا چیزی است که شما هنگام کار، رانندگی، مطالعه یا صحبت از آن لذت می برید. غذا را به عنوان وسیله ای برای ارتباط با خود به کار می برید.

 

چشم انداز توسعهء متوازن

 

بدیهی است که در کشاورزی و غذا عدم توازن جهانی وجود دارد. ما برای پرداختن به این عدم توازن به عنوان نقطهء شروع نیاز به بررسی بیشتر مفهوم توسعهء خرد داریم. ترویج ابتکارات محلی و حمایت از تعاونیها و از مزارع کوچکی که از مواد شیمیایی استفاده نمی کنند می تواند اولین گام عملی باشد که به آسانی در سراسر زمین انجام گیرد. اینجا منابع انسانی و مادی کشورهای توسعه یافته می توانند به افراد ساکن در مناطقی که شرایط مطلوبی ندارند کمک بزرگی بکنند. منابع غذایی موهبتی متعلق به همهء جمعیت زمینند و هیچ بخشی از جامعه نباید از آن محروم باشد. اندیشهء اشتراک منابع جهانی به نفع همه باید بالاخره در ذهن ما جا بگیرد تا از نابرابری جلوگیری کند و توازن بیشتر را تقویت نماید. به علاوه، در یک مدل توسعهء متوازن، الگوی مصرف غذا باید مطابق با نیاز ما و معتدل باشد. غذا منشأ زندگی است و بنابراین مقدس است. افراد را گرد هم می آورد و بنابراین باید همه در آن سهیم باشند.

در مقالات بعدی رشد و توسعهء صنعت حمل و نقل را بررسی خواهیم کرد.

 

رامسس رشیدی (ramses@cbdus.org) مؤسس و مدیر مرکز توسعهء متوازن است. این مرکز یک سازمان غیرانتفاعی است که هدف آن فراهم کردن منابع و خدماتی است که توازن جهانی را در توسعهء اجتماعی، شخصی، زیست محیطی و اقتصادی تقویت نمایند.