برنامه ریزی شهری و صنعت مسکن

در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن

 

رامسس رشیدی

2008©,مرکز توسعهء متوازن www.cbdus.org

 

در مقالهء آخر دربارهء روندهای نامنسجم توسعه، نیاز روزافزون به منابع انرژی و صنعت نفت صحبت کردیم. در اینجا می خواهیم ماهیت نامنسجم رشد و توسعه در دوران مدرن را بیشتر بررسی کنیم. به طور خاص برآنیم که به برنامه ریزی شهری، صنعت مسکن، و اینکه چگونه پویایی هویت اجتماعی ما را تغییر می دهد توجه کنیم.

رشد شهری و عدم انسجام تمدن مدرن

 

از زمان غارنشینی راه درازی را طی کرده ایم. واقعاً وقتی به تاریخ اولیهء تمدن نگاه می کنیم می توانیم ببینیم که سبک زندگی بدوی و تنازع بقای ما خیلی شبیه قلمرو حیوانات بوده است. تطور نوع انسان به راستی چشمگیر است. ما از سبک زندگی شکارگری و گردآوری خوراک در زادبوم خود روی زمین به سفر به سایر کرات تطور یافته ایم. اما پیشرفت و رشد ما طی مراحلی و ظرف هزاران سال صورت گرفته است. تشکیل قبیله که هنوز هم در بعضی قسمتهای جهان وجود دارد نشان دهندهء آگاهی و درک ابتدایی آن است که زندگی جمعی موجب امنیت و تقسیم کار بیشتر است و به صورت گروه موفقیتهای بیشتری می توان کسب کرد. ظهور شهرستان، دولت-شهر و ملت شاهد دیگری است بر تجربهء مثبت جامعه سازی و توسعهء دایرهء وحدت برای رسیدن به سطوح بالاتری از پیشرفت و توسعهء انسانی. اما در تاریخ اخیر، با پیچیده تر شدن تمدنها و رسیدن مفهوم زندگی جمعی به ابعاد کلان، سطحی از عدم انسجام را در ساختار اجتماعی تجربه می کنیم که تا حدی شبیه زندگی غارنشینی است. زندگی بی نظم و پراسترس در مراکز شهری بزرگ به ما فشار می آورد که به انزوای اجتماعی رو آوریم و آرامش و آسایش را دور از جامعه و در خلوت خانه هایمان بیابیم. ما داریم به سرعت گوشه گیر می شویم. این روند با تأکید بر فردگرایی و افزایش جنایات در تمدن مدرن باز هم شدیدتر می شود.

  از آن هم بدتر، طرحهای برنامه ریزی شهری، تحت تأثیر گروههای ذی نفع خاص و عدم توجه به توسعهء اجتماعی، ما را به سمت عدم توازن بیشتر و بیشتر و جوامع کژکارکرد سوق می دهند. در ضمن، ترافیک، آلودگی و استرس تأثیرات منفی خود را بر زندگی و محیط ما می گذارند. مهاجرت جمعیت روستایی به شهرهای بزرگ در جستجوی فرصتهایی برای کار و پیشرفت نیز به فهرست چالشهای مراکز شهری ما می افزاید. بر طبق گزارش سکونتگاههای انسانی سازمان ملل هم اکنون نیمی از جمعیت جهان در مناطق شهری زندگی می کنند و این روند رو به رشد است. ما در سایهء مناطق کلانشهری بزرگ شاهد ایجاد زاغه نشینها، حلبی آبادها و افراد بی خانمان رو به افزایشی هستیم. مردمی که در این مناطق زندگی می کنند اغلب فاقد تغذیهء خوب، آب تمیز و بهداشت مناسبند که به نوبهء خود سلامت آنان را تهدید می کند و بیماریهای مسری را در بین توده ها پخش می کند. زاغه نشینها هم یک بخش اجتماعند که معمولاً نظام آنان را انکار می کند و نادیده می گیرد. اغلب آنها به طور رسمی اصلاً وجود ندارند.

شهرهای بزرگ امروز که انتظار می رود اوج موفقیتهای مدرن و منبع غرور ملی باشند در واقع نمونه های خوبی از ناکارآیی اجتماعی و اقتصادی، غفلت نهادی، و نابرابری هستند. توازن بوم شناختی در این مناطق اغلب کاملاً خارج از تناسب است. پرداختن به هوای پاک، آب، فاضلاب، زباله، ازدحام، و مسائل متعددی که منطق شهری بزرگ با آنها مواجهند روز به روز دشوارتر می شود. در واقع، ما فقط سعی می کنیم سر و ته امور را به هم بیاوریم و امیدوار به بهترینها باشیم. توازن اجتماعی در این کلانشهرها از این بهتر نیست. با به چالش کشیده شدن ماهیت روحانی انسان و نیاز او به معاشرت، ساختار اجتماعی دارد شکاف برمی دارد. این شکاف در بعضی پرونده هایی که در نظام قضایی به آنها رسیدگی می شود و نیز در بیگانگی و بی عاطفگی که این روزها بسیار رایج است کاملاً قابل رؤیت است.

 

صنعت مسکن و ناهماهنگی جهانی

 

بعد از توجه به زندگی شهری در دوران مدرن، اکنون توجه خود را به یکی از اساسی ترین نیازهای انسان – نیاز به سرپناه – معطوف می کنیم. ما هرجا زندگی کنیم به عنوان انسان نیاز به آشیانه ای داریم که بتوانیم روابط خانوادگی خود را در آن بنا کنیم و با دوستان و همسایگانمان معاشرت نماییم. مفهوم خانه در سراسر تاریخ مکتوب وجود داشته است. این مفهوم نشانهء هویت فرهنگی و نیز نیاز شخصی و هنجار اجتماعی است.

امروز خانه معنای دیگری دارد. نمادی از شأن است. نمایندهء موفقیت و دستآوردهای شخصی است. مثل یک "قلعه" به حفاظت از فرد کمک می کند. خانهء مدرن محلی است که از سرعت گیج کنندهء زندگی معاصر به آن پناه می بریم. اغلب به غیر از سلام و علیک های گاه به گاه چیزی از همسایگان خود نمی دانیم. در مناطق مرفه تر ممکن است ما با ماشین از خانهء خود خارج شویم و به آن برگردیم و در این جریان از هر نوع تماس اجتماعی دوری کنیم.

انسان مدرن خانه را وسیلهء سرمایه گذاری و احتکار هم کرده است. بر اساس عرضه و تقاضا اکنون خانه ها به صورت کالایی دیده می شوند که به افراد بسیاری کمک کرده اند ثروت بسیاری جمع کنند و به گروه افراد "خوش شانس"  و موفق بپیوندند. در این جریان، ما همچنین بعضی افراد جوان را می بینیم که سعی می کنند خانه ای بخرند و بعد در اثر رکود اقتصادی ضربهء سختی می خورند. در واقع نسلهای آینده با بالا رفتن سریع قیمتهای خانه حتی بیشتر تحت فشار خواهند بود که خانه ای بخرند.

در مقابل این نمای زندگی در کشورهای توسعه یافته، در سراسر کرهء زمین شاهد کمبود مسکن و سرپناه هستیم. چه دربارهء پناهندگان کشورهای جنگ زده حرف بزنیم چه دربارهء متخصصان و کارگران کشورهای در حال توسعه، وقتی صحبت از خانه داشتن و استانداردهای اساسی زندگی می شود، ناهماهنگی عظیم و رو به افزایشی  وجود دارد. برای میلیونها نفر خانه به رؤیایی تبدیل می شود که شاید هرگز به تحقق نپیوندد. ما به راستی با یک بحران جهانی مسکن مواجهیم.

 

برنامه ریزی شهری و مسکن در یک مدل توسعهء متوازن

 

بدیهی است که برنامه ریزی شهری و مسکن نقش مهمی در ایجاد توازن درون یک جامعه ایفا می کند. اینجا ما باید درک کنیم که آرزوها و خواسته های فرد باید با رفاه جامعه – ترجیحاً جامعهء جهانی – و محیط زیست هماهنگی داشته باشد. در توسعهء نواحی شهری مدرن و نیز مناطق روستایی باید بخش برنامه ریزی مربوطه شامل معیارهایی باشد که بهره برداری صحیح از منابع طبیعی، کارآیی سیستم حمل و نقل، هماهنگی با طبیعت؛ و وجود فضای سبز، اختصاص زمینهای عمومی مثل میدانها، پارکها، مدارس، زمینهای بازی؛ و تعیین مناطق تجاری و صنعتی را تضمین کنند.

مفهوم خانه در یک مدل توسعهء متوازن در خدمت فرد و اجتماع هر دو است. محلی است که خلاقیت و یادگیری را پرورش می دهد، خانواده و دوستان را متحد می کند، همسایگان را به هم نزدیکتر می کند، به محیط طبیعی خود احترام می گذارد، زبالهء کمتری تولید می کند و به آسایش ساکنانش کمک می کند. تا زمانی که در این عالم جسمانی هستیم به ما تعلق دارد و به سفر ما در این مرحلهء موقتی حیات کمک می کند. بر طبق سنت قدیمی سرخپوستان آمریکا دربارهء مالکیت – هر جا چادر بزنم زمین به من تعلق دارد و وقتی رفتم متعلق به مادر طبیعت است.

در مجموعه مقالات بعدی رشد صنایع کشاورزی و غذایی را بیشتر بررسی خواهیم کرد.

 

رامسس رشیدی (ramses@cbdus.org) مؤسس و مدیر مرکز توسعهء متوازن است. این مرکز یک سازمان غیرانتفاعی است که هدف آن فراهم کردن منابع و خدماتی است که توازن جهانی را در توسعهء اجتماعی، شخصی، زیست محیطی و اقتصادی تقویت نمایند.