فرهنگ، ارزشها و پیشرفت

در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن

 

رامسس رشیدی

2008©، مرکز توسعهء متوازن (www.cbdus.org)

 

در چند مقالهء اخیر دربارهء ویژگیهای اصلی عصر بلوغ و تمدن روحانی آینده صحبت کردیم. اینجا می خواهیم به تمدنهای کهن و نقش فرهنگ و ارزشهای اجتماعی در فرایند توسعه بنگریم.

 

تمدنهای کهن

 

تاریخ معلم بزرگی است. ما می توانیم از موفقیتها و اشتباهات نیاکان و پیشینیان خود چیزهای زیادی یاد بگیریم. بدیهی است که ما در فرایند توسعه نمی خواهیم "چرخ را دوباره اختراع کنیم." در واقع ما پیوسته بر آنچه به ما رسیده است می افزاییم. ما مراحل توسعهء اجتماعی را از ایجاد واحد خانواده و قبیله تا تأسیس دولت-شهر و ملیت طی کرده ایم. فرایند توسعهء اجتماعی و اقتصادی ما در طول تاریخ ماهیتی پیشرو داشته است. بنابراین انکار ریشه ها، میراث فرهنگی و ارزشهای اجتماعی ما به نفع روندهای سطحی و زودگذر می تواند اشتباه مرگباری باشد که ما را در دریاهای ناشناختهء قلمروی خودمحوری رها می سازد.

             این مخصوصاً دربارهء نسل جوان صادق است که دل به زرق وبرق ماتریالیسم می بندد و روشها و ارزشهای گرانقدر نیاکان ما و متفکران بزرگ گذشته را فراموش می کند. نتیجهء این روند، به هم خوردن نظم اجتماعی و توازن جامعهء مدرن بوده است. بیشتر ما از اتکا به بنیان محکم ارزشهای روحانی نسلهای گذشتهء  خود کناره گرفته ایم. در عوض با حصر توجه به ظاهر، سعی کرده ایم به بنیانی سست تکیه کنیم.

            به علاوه، وقتی به ظهور و سقوط تمدنهای کهن مختلف می نگریم، چه از چینیان صحبت کنیم، چه از مصریان یا رومیان یا ایرانیان، الگویی می بینیم، می بینیم که امپراطوری یا پادشاهی در زمانهایی بسیار سخت و با کوششی عظیم بر پا شده است. به دنبال آن دوره ای از رشد و ترقی بوده که تمدن در حکومت، علوم و هنرها پیشرفتهای زیادی کرده است. بعد از اوج توسعهء تمدن و قلهء افتخار آن، نزول تدریجی فرا رسیده است چون تجزیه و تضعیف ساختار اجتماعی و نیز جدایی میان حاکمان و رعایا باعث انحطاط امپراطوری شده است. دورهء پیشرفت مترادف با وحدت، فداکاری، هماهنگی اجتماعی، عدالت و سخاوت، اما سقوط و تجزیهء تمدنهای بزرگ

مترادف با نزاع، اختلاف، جدایی، بی اعتمادی و خیانت بوده است.

 

چرخه های رشد

 

چرخه های تکوینی تمدنهای کهن ما را به یاد چگونگی عملکرد جهان ارگانیک طبیعت می اندازد. همچنین به یاد ما می آورد که باید منتظر پستی و بلندی هایی در فرایند توسعه باشیم. اما می توانیم از نقاط بسیار بلند که پستی های بیش از حد را به دنبال دارند اجتناب کنیم. به عبارت دیگر، نیاز به اعتدال وجود دارد. داریم از اقدام فردی و نیز عمل اجتماعی و جمعی به سوی اعتدال و انجام اصلاحات صحبت می کنیم. از یک طرف به تربیت روحانی افراد توجه داریم. از طرف دیگر، در ادارهء امور خود و اقتصاد، اقداماتی انجام می دهیم که رشد پایدار و متوازن چرخه های توسعه را تضمین کند.

 

موفقیتهای و چالشهای مدرن

 

با نگاهی به وضعیت کنونی اقتصاد جهانی، شاهد پیشرفت عظیمی در حجم تجارت، تعداد قراردادهای منعقده، پیشرفت تکنولوژی، ارتباطات، دسترسی به منابع اطلاعاتی، حمل و نقل، و انتقال و به کارگیری نیروی کار هستیم. اما بیشتر این پیشرفتها در خلأ آشکار ارزشهای اجتماعی حاصل شده اند. ما اثر این سطوح فزایندهء فعالیتهای اقتصادی را بر جامعه و محیط زیست به حساب نیاورده ایم. بنابراین به رشد بیش از حد تعداد صنایع کمک کرده ایم که اکنون سعادت ما در جامعهء جهانی را جداً تهدید می کنند. از جمله می توانیم صنعت نفت، صنعت خودروسازی، صنعت تولید و تقریباً هر صنعتی را که بتوان تصور کرد نام ببریم. در این تصویر و سناریوی همراه آن به نظر نمی رسد اعتدال نقشی داشته باشد.

            در دنیای امروز فرصتهایی برای رشد وجود دارد اما محدود است به مناطق جغرافیایی معین و گروههای خاصی از مردم. بخش عمده ای از جمعیت جهان به ضروریات زندگی مثل غذا، سرپناه، و امنیت دسترسی ندارند. فقر هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای توسعه یافته شایع است. گسستگی ساختار اجتماعی و وجود نظام طبقاتی، بخشی از منظرهء اجتماعی جهانی است. بیماریهایی در بعضی کشورها در حد فراگیر شیوع دارند و خطر یک بیماری مهلک جهانی درکمین است. مهار گرم شدن زمین، آلودگی و اتلاف دشوار شده است در حالی که مصرف هم در سطحی بسیار بالاست. نارضایتی شدیدی از حکومتهای ملتها وجود دارد، حتی در جاهایی که به ظاهر "دموکراسی" حکمفرماست و صدای مردم شنیده می شود اما مورد توجه قرار نمی گیرد. جنگ و قحطی زندگی میلیونها انسان را تهدید می کند و حکومتهای تندرو با دسترسی به سلاحهای هسته ای و سایر سلاحهای کشتار جمعی حتی وجود تمدن ما را به خطر انداخته اند.

 

آیا می توانیم دنیا را عوض کنیم؟

 

براساس شواهد تاریخی، وقتی یک جامعهء کوچک کارکرد صحیح خود را از دست می دهد در مسیر تجزیه قرار می گیرد و بر جامعهء بزرگتر و محیط زیست نیز تأثیر می گذارد. امروزه وقتی شرایط جامعهء جهانی را مشاهده می کنیم نشانه هایی می بینیم از اینکه داریم بیشتر و بیشتر کارکردهای خود را از دست می دهیم. در اینجا چند انتخاب در پیش داریم. می توانیم به حرکت در همین مسیر ادامه دهیم که ما را بیشتر و بیشتر در مشکلات و ناامیدی فرو می برد یا می توانیم به عنوان افراد و اعضای جامعه قدمهایی برداریم که زندگی ما را به توازن برساند و بکوشیم دیگران را هم تشویق کنیم که همین کار را انجام دهند. یعنی به روابط خود توجه کنیم و احساسی از همدلی با همنوعان خود در سراسر زمین در خود پرورش دهیم. یعنی به تحقیق و طراحی محصولات و خدماتی بیندیشیم که ما را به یکدیگر نزدیکتر کنند و محیطی پاکتر و سالمتر ایجاد نمایند. یعنی به سلامتی خود توجه کنیم تا بتوانیم بهتر عمل کنیم و شادتر زندگی نماییم. یعنی دنیا را کم کم و روز به روز تغییر دهیم.

 

            در سلسله مقالات آینده مسائل توسعه را بیشتر بررسی خواهیم کرد و به بعضی صنایعی که با سرعت زیاد در حال رشد بوده اند نظر خواهیم افکند.

 

رامسس رشیدی (ramses@cbdus.org) مؤسس و مدیر مرکز توسعهء متوازن(www.cbdus.org) است.

 این مرکز یک سازمان غیرانتفاعی است که هدف آن فراهم کردن منابع و خدماتی است که توازن جهانی را در توسعهء اجتماعی، شخصی، زیست محیطی و اقتصادی تقویت نمایند.