نزدیک شدن به عصر بلوغ و تمدن روحانی، قسمت چهارم

در جستجوی چارچوبی برای یک مدل توسعهء متوازن

 

رامسس رشیدی

2008©، مرکز توسعهء متوازن (www.cbdus.org)

 

در سه مقالهء اخیر دربارهء روابط انسانی و نظام آموزشی و نیز مفهوم کار و سلامت انسان در یک مدل توسعهء متوازن صحبت کردیم. در اینجا می خواهیم محیط زیست را به عنوان یکی از ویژگیهای عمدهء عصر بلوغ و تمدن روحانی آینده بررسی کنیم.

 

محیط زیست

 

در سالهای اخیر دربارهء محیط زیست زیاد گفته شده و کارهای زیادی انجام  شده است. در همهء دنیا مردم دارند به آسیبی که روندهای افراطی توسعه به محیط زیست و منابع طبیعی ما وارد می کند توجه پیدا می کنند. صنعت سبز که در آن همه چیز از غذا گرفته تا مبلمان از مواد ارگانیک و سازگار با محیط زیست ساخته می شوند در حال رشد است. در تلاشیم که منابع جایگزینی برای انرژی به وجود آوریم، از جمله انرژی خورشیدی، باد و سوختهای زیستی[bio fuels]. همچنین راههای تازه ای برای از میان بردن آلودگی و بازیافت مواد پیدا کرده ایم. اما وقتی به تصویر جهانی محیط زیست و آلودگی فزاینده می نگریم، می بینیم که مصرف رو به افزایش است. ماشینهای بیشتری می سازیم، نفت بیشتری استخراج می کنیم، درختان بیشتری را می بریم، غذای بیشتری را فرآوری می کنیم، آب بیشتری مصرف می کنیم، ابزارهای بیشتری می سازیم و محصولات بیشتری تولید می کنیم، سریعتر از آنکه بتوانیم منابع طبیعی خود را تجدید کنیم.

            اگرچه خیلی دوست داریم برای موفقیتهایی که در مسائل محیط زیست کسب کرده ایم به خود افتخار کنیم، اساساً فقط صنعت دیگری به نام صنعت محیط زیست به وجود آورده ایم که بیشتر به دنبال گزینه های دیگری برای برآوردن تقاضاست و به رفتار مصرفی ما توجهی ندارد. هرگاه از توسعهء اقتصادی حرف می زنیم در واقع دربارهء مصرف بیشتر صحبت می کنیم. توسعهء اقتصادی اساساً خلاصه می شود در آزادی انتخاب فردی و مفهوم عرضه و تقاضا. به ندرت از این صحبت می کنیم که تقاضا تا چه حد فرهیخته است و محرک مصرف ما چیست. به ندرت دربارهء مسؤولیت اجتماعی و توازن میان آسایش مادی و رفاه اجتماعی حرف می زنیم. به عنوان فرد، معیار موفقیت ما قدرت خریدمان است. با این طرز فکر رایج، که در ضمن محبوبیت جهانی دارد، چاله ای می کنیم که روز به روز عمیقتر می شود و اثرات جنبی آن وخیمتر شدن شرایط محیط زیست و گسستگی ساختار اجتماعی است.

           

نجات محیط زیست و منابع طبیعی

 

به طور کلی، محیط زیست مربوط است به رابطهء ما با مادرمان، زمین. ما تنها موجوداتی هستیم که عناصر را تحت کنترل داریم و می توانیم توازن بوم شناختی را به هم بزنیم. جهان طبیعت در اختیار ماست. اما باید درک کنیم که زندگی بیش از ارضای خواسته های شخصی ماست. درک این نکته مهم است که ما امانتداران این سیاره ایم و مسؤولیم که منابع محدود آن را برای نسلهای آینده حفظ کنیم. بدیهی است که تمدن باید پیشرفت کند و استانداردهای زندگی ما باید بهبود یابد. اما این پیشرفت مستلزم بلوغ فردی و هماهنگی اجتماعی نیز هست. ما نیاز داریم که ضمن پرورش استعدادهای انسانی و حفظ منابع طبیعی خود بین بهبود شرایط زندگی و ساختن جوامعی هماهنگ توازنی برقرار کنیم.

            در رسیدن به توازن، فرد به عنوان عامل ایجاد تغییر و کسی که نقش اصلی را در فرایند توسعه بازی می کند باید آگاه باشد که یک تمدن بزرگ نمی تواند تحقق یابد مگر اینکه هر عضو به رفاه همه بیندیشد و آمادگی فداکاری برای خیر عموم را داشته باشد. ما شاهد نیروی قدرتمند این طرز تفکر در تاریخ بوده ایم. زندگی در این نوع تمدن بسیار پیشرفته تجربه ای فوق العاده است و هر فرد از مزایای آن بهره مند می شود. در اینجا فرد به عنوان یک عضو مؤثر در جامعه عمل می کند. در این مدل، ما درک می کنیم که گرمایش زمین، آلودگی، اتلاف و مشکلات متعدد زیست محیطی دیگر را می توان مهار کرد به شرط اینکه ما بتوانیم اشتیاق خود به مصرف را مهار کنیم. اساساً ما مبانی تمدن و نقش خود به عنوان شرکت کنندگان در آن را می آموزیم. این نهایتاً مربوط به کوشش جمعی و رسیدن به هیأت اجتماعی سالم است.

            به عنوان یک اقدام عملی، می توانیم شروع به آموزش اهمیت جامعه و روابط انسانی به فرزندان خود نماییم. می توانیم به آنها کمک کنیم بفهمند که علت بسیاری از مشکلات ما در گذشته خودمحوری ما و جامعهء گسستهء جهانی مان بوده است. می توانیم به فرزندان خود توضیح دهیم که ما نتوانستیم یک اقدام منسجم جهانی برای مصرف صحیح و حفظ منابع طبیعی خود به عمل آوریم و امیدواریم که آنها با تمرکز بیشتر بر ماهیت جمعی تمدن انسانی و ایجاد توازن در زندگی خود بتوانند بهتر از ما عمل کنند. کودکان ما باید درک کنند که رشد مطلوب جسمانی، عقلی و روحانی آنان به حمایت جامعه بستگی دارد و هریک از آنان به نوبهء خود باید با استعدادهای منحصر به فردشان در جامعه مؤثر باشند.

 

راه حلهای خرد

 

آلبرت اینشتین گفته است: "ما نمی توانیم مشکلات خود را با همان تفکری حل کنیم که موقع به وجود آوردن آنها داشتیم." مدل توسعهء متوازن نیازمند واژگونی جریانهای کنونی توسعهء کلان است و مفهوم "راه حلهای خرد" و اقدامات محلی را تجسم می کند. به عبارت دیگر، ما با کوچک کردن صنایع خود به طوری که نیازهای محلی را برطرف سازند می توانیم در مقدار زیادی از منابع از جمله انرژی، زیرساختها، ارتباطات، حمل و نقل، و پرسنل که راه حلهای متعارف کلان مستلزم آنهاست صرفه جویی کنیم. اینجا صنایع با استفاده از منابع انسانی و مادی محلی بر خدمت به ناحیهء کوچکی متمرکز می شوند درحالیکه برای حفظ توازن منطقه ای و جهانی با صنایع متعدد دیگر در نهایت هماهنگی کار می کنند. این رویکرد به آسانی می تواند اثر چرخهء تولید و خدمات مربوطه را بر محیط زیست به حداقل برساند و مردم را به یکدیگر نزدیکتر کند. در این مدل، طراحی زیست محیطی و برنامه ریزی شهری در کارآیی تعامل اجتماعی، حمل و نقل، فضای سبز، کیفیت هوا، مسکن، خرید، فعالیتها و تولید  صنعتی نقش عمده ای بازی می کنند. یک نمونهء خوب چنین طرحی مفهوم "بدون اتومبیل" است (www.carfree.com) که مدلی با کارآیی بالا پیشنهاد می کند و برای زندگی اجتماعی و پرورش استعداد انسان ایده آل است.

            راه حل خرد نیاز به شهرهای بزرگ را، که ما منابع خود را در آنها متمرکز می کنیم و زیرساختهای عظیمی می سازیم که سبک زندگی ماشینی را به دنبال دارند، از میان می برد. در مقابل می توانیم سعی کنیم میان محیط زندگی خود و طبیعت توازن برقرار نماییم. می توانیم شبکه ای از مناطق کوچکتر به وجود آوریم که هریک مجموعهء خاص منابع انسانی و مادی خود را داشته باشد. به این ترتیب مزارع محلی کوچک که محصولات ارگانیک و تازه تولید می کنند جایگزین محصولات مزارع کلان که تغییرات ژنتیکی یافته و با مواد شیمیایی آلوده شده اند خواهند شد. با طراحی سیستمهای سریع حمل و نقل عمومی مشکلات حمل و نقل حل خواهد شد. در اینجا برای تأمین انرژی مورد نیاز، واحدهای کوچک سلولهای خورشیدی می توانند انرژی لازم برای هر خانوار را فراهم کنند و نیاز به نیروگاههای اتمی را مرتفع سازند. در مورد تولیدات کارخانه ای، کارخانه های کوچکتری که برای رفع نیازهای مناطق اطراف طراحی شده اند خطرات زیادی را که کارخانه های بزرگ برای سلامتی دارند برطرف خواهند کرد. این رویکرد خرد، از طریق برنامه ریزی دقیق و گسترش ابتکارات توسعه در مناطق جغرافیایی وسیع، نیاز به مهاجرت نیروی کار را به شهرهای بزرگ در جستجوی شغل و زندگی معنادار از میان خواهد برد.

            در مقالهء بعد ظهور و سقوط تمدنهای کهن را بررسی می کنیم و می کوشیم درکی از این  که چطور تکامل یافته ایم، اکنون کجاییم و به کدام سمت می رویم حاصل کنیم.

 

رامسس رشیدی (ramses@cbdus.org) مؤسس و مدیر مرکز توسعهء متوازن(www.cbdus.org) است.

 این مرکز یک سازمان غیرانتفاعی است که هدف آن فراهم کردن منابع و خدماتی است که توازن جهانی را در توسعهء اجتماعی، شخصی، زیست محیطی و اقتصادی تقویت نمایند.